پارت چهل و چهارم :
از مرکز که بیرون زدیم، هوا هنوز بوی نمِ دریا میداد.
سوار ماشینش شدیم و راه افتاد.
قرآن آویزان جلوی ماشینش تکان تکان میخورد و من یاد آن روز افتادم که رفتیم فرودگاه.
همان روز که فریاد زده بود برگردم.
بوی خنک هوا آرامآرام جایش را به گرمای خشکی داد که از زمین بلند میشد و به صورتم میخورد. شنهای ریز به شیشه ماشین میخوردند و صدا میدادند و باد، لابهلای نخلهای بیجان
مطالعهی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
ساناز
0💙🩶🩷🩷💜🤎❤️💛🧡💚🤍🤍🩵
۵ ماه پیشزهرا
1من واقعا گریه کردم برای بلوچی های عزیز بچه هایی که باید بجای اسباب بازی دنبال نفت و بنزین باشن 😭دیگه نمیتونم چیزی بگم جز سکوت
۵ ماه پیشزهرا
3اقا اراز رونکرده بودی تاحالا 😂 تادیروز نفس طفلی خودشو میکشت یه کلمه حرف نمیزدی حالا بلبل زبونی میکنی
۵ ماه پیشلیلی
4دوستان گرامی برای مراسم عروسی همگی دعوتید زمان: پارت آینده، مکان: همینجا😂😂😂😂😂
۵ ماه پیش♡Boshra♡
1وای پارت بعدی ☺️💗💗💗💗💗💗💗💗
۵ ماه پیشسعادت
0💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕
۵ ماه پیشفاطمه ❤️
3به امید روزی که مردم عزیز ایرانم بدون هیچ دغدغه و مشکلی زندگی شیرینی داشته باشند واز زندگی لذت ببرند💜💜💜💜
۵ ماه پیشMrzh
0چه این پارتهای عاشقانه قشنگ بود😍 ممنون ازتون نویسنده ماهر اگر موقعیت و شرایط تون اجازه میده بی صبرانه منتظر پارت بعدی هستیم🥹♥️
۵ ماه پیشندا
0یک عاشقانه جذاب ,،
۵ ماه پیشاسرا
4آرازقبلا چکاربودیادم رفت جلداول چکاره بود🤔🙏
۵ ماه پیشعاطی
1نمیدونم چکاره بود ولی بهش میگفتن آقا معلم😬😁
۵ ماه پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
دبیر ریاضی بود اسرا جانم. به عمران علاقه داشت و تبریز درس می خونده که پدرش فوت می کنه و این برای حمایت از خانواده اش درس رها می کنه و برمی گرده. دنبال کار بوده که دبیر ریاضی دبیرستانش کمکش می کنه اول شاگرد بگیره و بعد شبانه ریاضی می خونه و آموزش و پرورش استخدام می شه.
۵ ماه پیشاسرا
3آهان من عمران یادم بودبعدگفتن نه استاددانشگاه بعدهم گفتم استادتوآموزش نمی آیددبستانی درس بده ممنون جواب دادی💋🙏
۵ ماه پیشعاطی
1چقدر سخته آموزش و پرورش استخدامی قبول شد البته با سهمیه نه ..
۵ ماه پیشهناسه
2جلد اولش اسمش چیه؟
۵ ماه پیشاسرا
2زمزمه آسمان بخش افلاین
۵ ماه پیشترنم
1مگه جلد اول هم داره؟
۵ ماه پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
بله عزیزم😍 رمان زمزمه آسمان/ بخش آفلاین
۵ ماه پیشترنم
1پس واجب شد حتما اونم بخونم😍
۵ ماه پیشهناسه
2منم نمیدونستم و بچه ها پیام دادن اسمش زمزمه آسمان اسمشه
۵ ماه پیشترنم
0مرسی از پاسخگوییت🌹🥰
۵ ماه پیشمهلا
0عالی بود 💜💜💜💜💜💜💜💜
۵ ماه پیشمیم
2وای خدا،چقدر اینا محرومن،انگار نه انگار بخشی از ایرانه،ما که منطقه محرومیم اینا نمی دونم چی بگم که کنار تهرانم اینجوری داریم،درد آوره 😭😭😭🙏🏻
۵ ماه پیشابی
1سلام خدمت نویسنده خوب و خوش!قلم امیدوارم با این نوشتند آنقدر ادامه بدهید که به موفقیت روز افزون دلت برسی! هرچند که واقعا با این نوشتند و خوب مردم بلوچرا میشناسی و خوب سختیهاشان اطلاع دارید ولی واقعا عالی هستی
۵ ماه پیشعاطی
2قبل رفتن به تهران یک پارت هدیه ای یک پارت اضافه ای بده بهمون دلبر 🩵
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉💚
0الهی. واقعا این بچه ها به جای اسباب بازی دنبال نفتن💔